نی نی بوس

داستان خاطرات پرنسس سارینای ناناز و شازده مسيحا كوچولو...

٢٠ ماهگیت مبارک-ماجرای بادکنک!!

دختر گلم تازگی به پشت میز نشستن مامان ویار پیدا کردی!!!تا میام پای کامپیوتر که وبتو آپ کنم دستمو میکشی که نمیدونم من نشینم,تو بشینی,بیام باهات بازی؟...حتی موقع شام خوردن با بایی هم که میشینم اینجوری هستی .یا میخوام یه دقه زبان بخونم پشت مییییییییز!!! برای همین آپدیت کردن وبت شده کار حضرت فیل!وقتی میخوابی یا انقدر خستم که باهات میخوابم یا به کارای عقب افتادم میرسم و وقت ؟آپ وب شما رو ندارم.میدونم اگه میدونستی دارم این کارو برات میکنم تا وقتی بزرگ میشی ببینیش و کیف کنی,آروم میشستی یه گوشه و جیکتم در نمیومد! بگذریم.... این ماه رفتیم تولد دختر داییت ثنا جون.مامانش تولدشو توی کیدز کلاب گرفته بود.خیلی کار خوبی بود به نظرم.مادرا برای خودشو...
28 خرداد 1393
3448 11 12 ادامه مطلب

سفر شمال-تالش

تا هوا خوب بود تصمیم گرفتیم بریم شمال.آخه میدونی که مامانی عااااااااشق دریاست.البته تو رو نمیدونستم چون پارسال که کوچمولو بودی رفتیم تا پاتو گذاشتیم روی ماسه ها جییییییییغت رفت هوا و بدت اومد که یه چیز دون دون بچسبه به پاهات و همچنین پاتو توی دریا گذاشتیم خییییلی بدت اومد و گریه کردی.امسال هم گفتیم حتما همین جوری هستی.خلاصه... توی مسیر که ماشالا طبق بقیه سفرای گذشتت خیلی خانم بودی و با آجیل و بیسکوئیت و پفیلا و اینا تا آخر مسیر مشغول بودی. بالاخره رسیییییییدیم.با کفش رفتیم لب ساحل.واقعا که هوا عالی بود... پس دریا اینشکلیه اینا چیه روی زمین افتاده؟ چه خوشگلن این سنگا دیگه کارت این شده بود که هی سنگ و گوش ماهی...
10 خرداد 1393
2960 25 36 ادامه مطلب

١٩ ماهگيت مبارك

سارينا جونم،تقريبا يه ماهي ميشه كه به حرف زدن افتادي! البته فعلا ماماني فقط حرفاتو ميفمه ،چون به زبون خودت حرف ميزني مثلا هفته پيش يه ساعت داشتي با آقا كلاغه راجع به نميدونم چي حرف ميزدي.يا ديروز فيلتو بغل كرده بودي و هي قربون صدقه اش ميرفتي و بوسش ميكردي(اونم بوس صدادار!).حتي وقتي هم برات كارتون ميذارم با ني ني ها و حيووناي توي تلويزيون هم حرف ميزني! كلمات جديدي كه ميگي: cheese ,آپا(آيپد)،لافدن(elephent) تقريبا حيووناي اصلي رو ميشناسي و صداي گاو م م م و صداي شير ح ح ح ح رو در مياري . عاشق بپر بپر شدي.چه روي تخت چه روي مبلا و از همه بيشتر روي راكرت اونقدر خودتو بالا پايين ميندازي كه ميگم الان از وسط دوتا ميشه!! راستي برات ...
28 ارديبهشت 1393
2701 27 78 ادامه مطلب

ترم سوم کارگاه کودک و مادر

سلام دختر خوشگلم.این ترم توانایی هات کاملا قابل ملاحظه است و مربی هات هم اشاره به این موضوع کردن. یادمه روز های اول که تازه این کلاس رو شروع کرده بودی همش میچسبیدی به من و یه لحظه هم حاضر نبودی ازم جدا شی.ولی این روزا برای خودت میری گوشه سفره رو هم میگیری و پهن میکنیروی زمین یا موقع شعر خوندن میری وسط و برای خودت راه میری... اینجا مهارت ضربه زدن باتوپ به اون بطری های پر از شن هست که بندازیشون که تو همش میرفتی و بطریارو جابجا میکردی درست کردن عروسک با لباس بچگیت که با روزنامه داخل لباست رو پر کردیم سارینا: وا مامان این آدمه یا عروسک؟!! تجربه نقاشی روی پارچه: اینجا هم پشم ببعی رو با پنبه درست ک...
6 ارديبهشت 1393
2786 22 44 ادامه مطلب

١٧ ماهگيت مبارك-مصادف با دومين بهار زندگيت-سفر به کرمان

ازين مسافرت نيومده دوباره فردا عازم يه سفر ديگه ايم!خيلي خبر مبر دارم.اميدوارم وقتي خونه برگشتيم زودي بيام و همه پست ها رو تكميل كنم. از همه دوستان هم براي آرزوي سفر خير و تبريك عيد صميمانه تشكر ميكنم،اميدوارم براي تك تك شما دوستاي مهربونم سال خوبي باشه. ايشالا اگه عمري باقي بود بعد از سفر ميام به دوست جونام سر ميزنم چون دلم براي همتون يه ذره شده.دوووووووستتون دارم... ما برگشتيم...به زودي ميام پيشتون.جاي همتون خالي بود.خيلي خوش گذشت...   امسال دومین بهار زندگیت بود ... من و باباییت خیلی خوشحالیم که خدای مهربون تورو بهمون داده. ایشالا امسال سال خیلی خوبی برات باشه امسال عید تصمیم گرفتیم بریم کرمان پیش فامیل ...
9 فروردين 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نی نی بوس می باشد