نی نی بوس

داستان خاطرات پرنسس سارینای ناناز و شازده مسيحا كوچولو...

2 سال و 4 ماهگی

هر روز که میگذره بهت بیشتر وابسته میشم... دایره لغات فارسی و انگلیسیت خیلی بیشتر شدن و من کاملا همه حرفاتو میفهمم ولی بقیه چون فارسی و انگلیسی رو با هم به کار میبری بعضی از جملاتتو ممکنه متوجه نشن ولی با اینحال خیلی خوب منظورتو به همه میرسونی سارینا و ددی تیپ مخصوص کریسمس سارینا و دختر عموی مهربونش قربون اون نگاه معصومت موش موشی مامی  (بگو چیییییییز) مدل تلویزیون دیدن سارینایی: مامی نیازه که دیگه پمپرزمو عوض کنی ...
28 بهمن 1393

پلی هاوس

این دفعه با دوستای کارگاه کودک و مادرت قرار گذاشتیم بریم پلی هاوس تا کلی بازی کنی اگه تونستید منو پیدا کنید یه قسمتیشم ماسه بازی داشت که اولش بدت میومد پاتو روش بذاری ولی بعدش اومدی و کلی هم کیف کردی . ...
13 بهمن 1393

عروس کوچولوم

چند روز پیش عروسی یکی از فامیلامون دعوت بودیم.ولی من همون شب قبلش یک ویروسی گرفته بودم که حالم خیلی بد شد و به ددی گفتم نمیتونم بیام عروسی... و به طور باور نکردنی خودت تنهایی با ددی رفتی و با فاطمه هم کلی بازی کردی و محدثه جون و مامان نرگس هم ازت مراقبت کردن. دوستت دارم عروسگ خوشگل و نازم ...
10 بهمن 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نی نی بوس می باشد