نی نی بوس

داستان خاطرات پرنسس سارینای ناناز و شازده مسيحا كوچولو...

سفر شمال-تالش

تا هوا خوب بود تصمیم گرفتیم بریم شمال.آخه میدونی که مامانی عااااااااشق دریاست.البته تو رو نمیدونستم چون پارسال که کوچمولو بودی رفتیم تا پاتو گذاشتیم روی ماسه ها جییییییییغت رفت هوا و بدت اومد که یه چیز دون دون بچسبه به پاهات و همچنین پاتو توی دریا گذاشتیم خییییلی بدت اومد و گریه کردی.امسال هم گفتیم حتما همین جوری هستی.خلاصه... توی مسیر که ماشالا طبق بقیه سفرای گذشتت خیلی خانم بودی و با آجیل و بیسکوئیت و پفیلا و اینا تا آخر مسیر مشغول بودی. بالاخره رسیییییییدیم.با کفش رفتیم لب ساحل.واقعا که هوا عالی بود... پس دریا اینشکلیه اینا چیه روی زمین افتاده؟ چه خوشگلن این سنگا دیگه کارت این شده بود که هی سنگ و گوش ماهی...
10 خرداد 1393
2941 25 36 ادامه مطلب

١٧ ماهگيت مبارك-مصادف با دومين بهار زندگيت-سفر به کرمان

ازين مسافرت نيومده دوباره فردا عازم يه سفر ديگه ايم!خيلي خبر مبر دارم.اميدوارم وقتي خونه برگشتيم زودي بيام و همه پست ها رو تكميل كنم. از همه دوستان هم براي آرزوي سفر خير و تبريك عيد صميمانه تشكر ميكنم،اميدوارم براي تك تك شما دوستاي مهربونم سال خوبي باشه. ايشالا اگه عمري باقي بود بعد از سفر ميام به دوست جونام سر ميزنم چون دلم براي همتون يه ذره شده.دوووووووستتون دارم... ما برگشتيم...به زودي ميام پيشتون.جاي همتون خالي بود.خيلي خوش گذشت...   امسال دومین بهار زندگیت بود ... من و باباییت خیلی خوشحالیم که خدای مهربون تورو بهمون داده. ایشالا امسال سال خیلی خوبی برات باشه امسال عید تصمیم گرفتیم بریم کرمان پیش فامیل ...
9 فروردين 1393

سفر شمال

عسلی مامان.چند روز پیش بردیمت رامسر،دریا.هوا بد نبود ولی نمیشد رفت توی آب و تو همینطور لب ساحل بازی کردی. هورررررررررررررا دریا بعدش سوار تلکابین شدیم و رفتیم رو ابرا اینم منظره تماشایی اون بالا تو هم که خوش ذوق... قاااااام قاااااام بییییییییب  بای بای تا سفر بعدی ...
8 خرداد 1392

اولين سفرت(سفرنامه)

نميدونستيم خوش سفري يا بد سفر.براي همين تصميم گرفتيم اولين سفرتو يه جاي نزديك بريم تا كمتر توي ماشين باشي.از طبيعت و آرامش بسطام هم زياد شنيده بوديم.بنابرين تصميم گرفتيم اولين سفرتو به اتفاق مامان صديقه و باباجون و دايي اميرت اينا بريم بسطااااااام. صبح ساعت ٨/٥ راه افتاديم به سمت شاهرود... تا سوار ماشين شديم شما خوابت برد و فقط موقع شير خوردن بيدار میشدی و دوباره لالا که البته تکون ماشین بهترین لالایی برات بود اولین هتلی که رفتی هتل چهانگردی بسطام اتاق ١٠٣ بود و اینم سفره هفت سینش اولین اثر تاریخی که دیدی مقبره بایزید بسطامی بود.عجب آسمون آبی داشت.واقعا نورش چشم رو میزد. موقع سال تحویل تصمیم گرفتیم یه جا...
19 فروردين 1392
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نی نی بوس می باشد