نی نی بوس

داستان خاطرات پرنسس سارینای ناناز و شازده مسيحا كوچولو...

عکس های آتلیه 1 سالگیت

عزیزم بعد از تولد ١ سالگیت رفتیم آتلیه سها (که شنیده بودیم خیلی تنوع دکور داره) تو اونجا خییییییلی دخمل خوبی بودی و تا می تونستی شیطونی کردی و خوشبختانه با آقای عکاس خیلی میونه خوبی پیدا کرده بودی (هی برات آهنگ میذاشت و تو هم هی دس دسی میکردی ) و خدارو شکر تونستیم در دو تایم ٣ ساعته (٦ ساعت) حسابی عکسای خوشگل مشگل بگیریم. راستی تا میتونستیم دکور های متفاوت انتخاب کردیم که برات یادگاری بمونه. من که خودم عاشق این عکس اولی هستم این از سفره هفت سین که البته شمع هاشو انقدر زدی بهم که شکست! و سیبش هم فکر کردی خوراکیه و داشتی میخوردی!  وقتی آقای عکاس موزیک میذاشت تو این شکلی میشدی: دکور تولدتو با همون ریس...
1 دی 1392

داستان ماجراجویی سارینا

بهار بود و همه جا سرسبز.نسیم ملایمی هم میومد و جون میداد برای گردش و هواکردن بادبادک بعد از بادبادک بازی هی اصرار کردی حالا بادکنک حالا بادکنک.منم وقتی همه بادکنک هارو بهت دادم یهو رفتی هوااااا .ازین خونه به اون خونه... همینجور باد بردت تا اینکه رسیدی به یه جنگل .میخواستی ماهی بگیری که من بهت گفتم اینجا فقط برکه داره بیا ببرمت جایی که بتونی ماهیگیری کنی برای همین بردمت دریا...که البته یه نهنگ گرسنه دنبالت کرد و تو هم خیلی ترسیدی قایق به دست باد سپرده شد.رفت و رفت تا رسید به جزیره بودایی ها جای مخوف و ترسناکی بود برای همین سوار بر اسب سپید شدی و اونجا رو با سرعت هرچه بیشتر ترک کردی وتازه یادت افتاد...
14 اسفند 1391
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نی نی بوس می باشد